سلام
نکته ای در مورد نقد قبلی توسط آقا مجتبیدر ابتدا باید بگم که ما همین الان هم یک نقد از رستوران وزرا داریم که توسط مجتبی عزیز نوشته شده. اما از اونجایی که شیوه ی نقد من متفاوت هست اگر میخواستم در ادامه ی همون تاپیک بنویسم باید روی نقد ایشون هم نقد میذاشتم که کار جالبی نبود، بنابراین یک تاپیک مجزا زدم تا خوانندگان بتونن هر دو نوع دید انتقادی رو بخونن. قسمتی از نقد های ایشون نقد من رو تایید میکنه، قسمتی هم با نقد من متفاوت هست (در تناقض نیست، فقط دیدشون متفاوت هست، به عنوان مثال ایشون سرویس ارائه شده به خودشون رو نقد کردن، من از دید یک مشتری عادی سرویس ارائه شده به مشتریان رو نقد میکنم، هردو درسته و صرف تفاوت ظاهری لازمه ی تضادشون نیست)
دوستانی که میخوان نقد نوشته شده توسط مجتبی عزیز رو بخونن به
اینجا مراجعه کنن.
محیط و مکان:رستوران پایین بود و پله ی زیادی داشت، بنابراین برای خانواده چندان مناسب نیست (چون خانواده همیشه یکی دو نفر رو داره که نمیتونن از پله بیان پایین)
محیط رستوران زیبا بود اما بسیار بی دقت و چیپ طراحی شده بود. دیوار ها رو با سنگ تزئینی پوشوندن که زیباست، اما ایده ی جالبی نیست برای جایی که دائما کثیف میشه، مثل رستوران! وقتی هم ازشون پرسیدیم این دیوارهارو قراره چه طوری تمیز کنید، مکثی کردن و گفتن قراره اینجاهارو پارچه بکشیم، دیگه کثیف نمیشه! (اگه میخوای روی دیوار پارچه بکشی چرا انقدر هزینه کنی با سنگ نما بسازیش!)
توی سقف برای تهویه از هواکش توالت استفاده کردن و با اولین نگاه توی ذوق میزد، یکی نیست بگه آخه پدر من سقف کاذب رو برای همین ساختن که بشه خیلی راحت با هر شکلی طراحی کرد و وفقش داد، آخه شما که سقف کاذب نصب کردی این فن هارو بالای سقف میذاشتی حداقل تا دیده نشن، یا یه سقف کوتاه دیگه میاوردی روش تا اینا پنهان بشه!
رو میزی ها فقط یک سوم یک میز رو میپوشوند و دوتا از اینارو کنار هم روی هر میز میزاشتن، باز هم وسطش خالی بود و میز کثیف میشد که از اونجایی که چوبی هست خدا میدونه چطوری قراره تمیزش کنن!
نور بسیار کم بود (لوستر ها انقدر سنگین انتخاب شده بودن که خودشون هم جرات نمیکردن از ترس هزینه ی برقش روشنشون کنن)
هوا بسیار گرم بود و کولرهاشون یا خاموش بود یا روی دور خیلی پایینی فعال بود (کولر های گازی اسپلیت داشتن)
غذا:غذا خوب بود، اما اونطوری که ما انتظار داشتیم نبود. تنوع غذاها بسیار کم بود (فقط سه نوع غذا، کباب کوبیده/کباب لاری/جوجه کباب) که برای رستوران بوفه فاجعه بود، همچنین میز اردورشون هم بسیار ضعیف بود و نسبت به بقیه ی رستوران ها تعداد بسیار کمی سالاد و به خصوص پیش غذا و دسر ارائه میدادن.
کبابشون بسیار شور بود، برنج کیفیت مناسبی نداشت، جوجه ی عادی و جوجه ی لاری شون هیچ فرقی با هم نداشت جز اینکه یکی رو با زعفرون و فلفل دلمه ای درست کرده بودن، اون یکیو با پودر سیر و فلفل عادی.
سالاد هاشون رو کاملا واضح بود که حداقل 5 - 6 ساعت قبل از مراسم آماده کرده بودن (از رنگ سبزیجات توی ظرف ها و شکل کاهو که در اثر موندن داخل سرکه برای مدت خیلی زیاده له و سیاه شده بود کاملا مشخص بود) سس سالاد کاملا با ماست درست شده بود که سس سالمی هست، اما در مقابل بقیه ی رستوران ها که از سس مایونز استفاده میکنن کیفیت پایین تری داشت. غذاها بسیار کم بود (از نظر مقدار) و زمانی هم که خالی میشد حتما باید میرفتید بهشون میگفتید تا یک نفر 4 -5 تا دونه کباب بذاره توی یه بشقاب بیاره خالی کنه داخلشون!
در کل میشه گفت غذاهاشون در حد نصف پولی که گرفتن هم نبود، حجم پایین، کیفیت پایین و ...
راستی این نکته رو هم بگم که فقط اسمش بوفه بود! ما دوتا دونه نوشابه ی قوطی اضافه گرفتیم (که اونم خودش نوشابه آورد گفت چیزی میخواید، ما هم دوتا برداشتیم) در آخر 2000 تومان به خاطر همین دوتا دونه نوشابه (که منطقا باید 700 تومان باشه قیمت جفتش) ازمون گرفت!!! (لازم به ذکر هست قیمت نوشابه های قوطی به صورت عمده بین 320 تا 350 تومان هست که توی سوپر مارکت ها 400 یا 500 تومان فوخته میشه، اما اینجا برای اولین بار توی عمرمون با قیمت هر عدد 1000 تومان خریدیمش!)سخن آخر!رفتار کارکنان چندان مناسب نبود (با اینکه بسیار خوش اخلاق و مودب بودن اما انگار از کارشون راضی نبودن و به اجبار اونجا کار میکردن)
موزیک زنده اصلا جالب نبود (فکر کنم به خاطر این جمله از انجمن اخراج بشم، خانواده ی مهندس منوریان دائما براشون دست میزدن، اما از اونجایی که آهنگ توسط یک دستگاه میکـسر داشت پخش میشد و اون آقایی که اونجا نشسته بود هیچ گونه نقشی در ساختن و نواختنشون نداشت -جز اینکه خرابشون میکرد- تشویق کردنش به معنای خوب بودن صداش بود که ما چهار نفر به اتفاق از 10 به این خواننده ی محترم منفی 5 میدیم، چون تمام خاطرات موسیقی های جالب رو با نوع خوندنشون و دستکاریشون توی آهنگ ها برامون تخریب کرد)
سرویس چندانی ارائه نمیشد و هر چیزی میخواستید باید می رفتید خودتون میگرفتید (یکی دو نفر از مدیران اصلی بودن که سر کشی میکردن، اما فقط سر میزهایی که میشناختن میرفتن، بیشتر آشنا مداری داشت تا مشتری مداری، اگر از همون اول با یکی آشنا بشید بهتون احترام میذارن، اما اگر همینجوری برید اونجا در نقش یک مشتری ساده بهتون محل نمیذارن!)
نوشابه گرم بود و یخ هم وجود نداشت... با اینکه مجوعه ی لوارم غذاخوری (قاشق و چنگال و کارد و ...) روی میز تقریبا تکمیل بود اما وقتی نوشیدنی جدیدی میاوردن گلاس جدید براش نمی آوردن که عجیبه!
در پایان هیچگونه صورت حسابی در اختیارتون قرار نمیگیره تا حداقل بدونید پول چیو دارید میدید! (به عنوان مثال 1000 تومان برای یک نوشابه!)
ممکنه که بعد از تجاری شدن و راه اندازی رسمی اندکی وضعیتش بهتر بشه اما بدونید که وقتی توی افتتاحیه شون به کـسایی که ازشون نفری 25000 تومان پول گرفتن اینجوری خدمات میدن خیلی هم نباید انتظار داشته باشید دیگه...
به هر حال ما که از دید خودمون این رستوان رو نه تنها رقیب رستوران های لوکـس شیراز، بلکه حتی رقیب رستوران های قدیمی مثل زیتون و طوبی هم ندیدیم و پیشنهاد شخصیمون به دوستان اینه که حتی برای یکبار تست کردن هم نرن (ارزش پولی رو که قراره بدید نداره!)
در پایان باید این نکته رو متذکر بشیم که با وجود تمام مشکلات در کل از مجموعه رضایت متوسط داشتیم و با نوشتن این نقد تنها و تنها قصد ایجاد یک دید باز برای مدیران رستوران داریم تا ایشالا هر روز شاهد بهتر و بهتر شدنشون باشیم.
همچنین باید از دوست عزیزم آقای فارسیمدان (از اعضای تیم رستوران دات کام)، صادق راشدیان (برادرم) و آقای توحیدیان (از اقوام و یکی از طرفداران سنگین رستوان و فست فود) تشکر کنم که تمام این نکات رو تذکر دادن و به من کمک کردن تا نقد رو تا جای ممکن کامل و عادلانه بنویسم.
در کل با توجه به تمام این موارد، من در محیط به وزرا رتبه ی 6 از 10، در کیفیت غذا 5 از 10، در قیمت 5 از 10 و در پاکیزگی و رعایت موراد ریزی که ذکر شد 6 از 10 میدم...با تشکر از تمام دوستانی که تا پایان متن با چشمان ارزشمندشون مارو همراهی کردن.